اصطلاحات رایج دیجیتال مارکتینگ (قسمت اول)

تمام حوزه‌های تخصصی لغات و اصطلاحات مخصوص به خود را دارند و شخص تازه‌واردی که این لغات را نشنیده باشد احتمالا گمراه خواهد شد. دیجیتال مارکتینگ یکی از مشاغلی است که اگر شخصی با لغات و اصطلاحات آن آشنایی نداشته باشد نمی‌تواند با سایر همکاران خود ارتباط برقرار کرده و خروجی مطلوبی بگیرد. درنتیجه وجود یک لغت‌نامه یا منبعی برای توضیح در مورد اصطلاحات رایج بازاریابی کمک خوبی برای افراد علاقه‌مند و تازه‌وارد خواهد بود. در این سری مقالات قصد داریم مرجع کاملی برای علاقه‌مندان حوزه‌ی بازاریابی آنلاین تهیه کنیم و به توضیح ۹۹ مورد از رایج‌ترین لغات و اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ می‌پردازیم.

۱- تست A/B یا (A/B Testing)

تست A/B یا آزمون A/B به فرآیندی گفته می‌شود که طی آن عملکرد دو حالت متفاوت از یک متغیر مورد بررسی قرار می‌گیرد تا بهترین روش برای دیجیتال مارکتینگ انتخاب شود. تست A/B معمولا در ایمیل مارکتینگ، برای رنگ یا متن متغیرهای اقدام به عمل و محتوای صفحه‌ی فرود وب‌سایت مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال متخصص دیجیتال مارکتینگ دو طراحی مختلف از یک وب‌سایت یا اپلیکیشن را در اختیار کاربران قرار می‌دهد و سپس رفتار مخاطب را تحلیل می‌کند. درنهایت هر طراحی که بازخورد بهتری از مخاطب گرفته باشد را به‌عنوان طراحی اصلی انتخاب می‌کند. تست A/B در خارج از دنیای بازاریابی و هر زمان که نیاز به تحلیل عملکرد دو حالت مختلف از یک متغیر باشد کاربرد دارد.

نمونه تست A/B
نمونه تست A/B

۲- تجزیه و تحلیل (Analytics)

برخی متخصصان تجزیه و تحلیل را لازمه‌ی ورود به دنیای بازاریابی به خصوص بازاریابی آنلاین می‌دانند زیرا پایه و اساس کشف ارتباط میان الگوهای معنادار داده را تشکیل می‌دهد. تجزیه و تحلیل در بازاریابی به بررسی داده‌های جمع‌آوری شده مانند گزارش بازدید سایت، شبکه‌های اجتماعی، ترندهای مرتبط و به کارگیری این اطلاعات در تصمیم‌های مرتبط با بازاریابی گفته می‌شود. از مهم‌ترین مزیت‌های دیجیتال مارکتینگ قابل اندازه‌گیری بودن آن است.

۳- رابط کاربردی برنامه‌نویسی (API)

API ها مجموعه قوانینی در برنامه‌نویسی کامپیوتر هستند که اجازه می‌دهند یک اپلیکیشن اطلاعات را از یک سرویس استخراج کرده و این اطلاعات را در خود اپلیکیشن یا برای تجزیه و تحلیل داده استفاده کند. API مانند تلفن کردن اپلیکیشن‌ها و صحبت کردن با یکدیگر است. درواقع یک API با یک اپلیکیشن ارتباط برقرار می‌کند و اطلاعات مورد نظر برای استفاده در نرم‌افزار را جمع‌آوری می‌کند. API ها فرآیند جمع‌آوری داده برای ارائه‌ی راه حل به مشکل مشتری‌ها را تسهیل می‌کنند. به‌عنوان مثال اینستاگرام یکسری API هایی دارد که توسعه‌دهندگان از آن استفاده می‌کنند و اطلاعات موجود در این نرم‌افزار را به نرم‌افزار خودشان منتقل می‌کنند. بازاریابان برای استفاده از API در استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود باید درک خوبی از مفاهیم آن داشته باشند.

۴- تجارت B2B یا (Business-to-Business)

نوعی تجارت است که در آن کسب‌وکارها محصول و خدمات خود را به سایر کسب‌وکارها عرضه می‌کنند. درواقع با انسان‌ها در تعامل نیستند و مشتری آن‌ها را سایر کسب‌وکارها و شرکت‌ها تشکیل می‌دهد. به‌عنوان مثال شرکت «اخبار رسمی» از جمله شرکت‌های ارائه دهنده خدمات B2B هستند.

۵- تجارت B2C یا (Business-to-Consumer)

نوعی تجارت است که در آن کسب‌وکارها محصول و خدمات خود را مستقیما به مردم عرضه می‌کنند. به‌عنوان مثال شرکت‌هایی مانند «دیجی کالا» شرکت‌های B2C هستند.

پیشنهاد: در قسمت پنجم «مدیر دیجیتال» به مشاغل دیجیتال مارکتینگ پرداخته‌ایم که می‌توانید از اینجا مشاهده کنید.

۶- وبلاگ‌نویسی (Blogging)

یک وبلاگ معمولا توسط یک فرد یا گروهی از افراد ساخته می‌شود و به فرآیند تولید محتوا برای آن وبلاگ‌نویسی گفته می‌شود. یک وبلاگ می‌تواند شخصی بوده یا مرتبط با کسب‌وکار باشد و دارای محتوای متنی، تصویری یا ویدئویی در مورد یک موضوع یا رویداد خاص است. وبلاگ میزان ترافیک سایت را رشد می‌دهد و می‌تواند وب‌سایت کسب‌وکار را به‌عنوان منبع خوبی برای اطلاعات در زمینه‌ی خاص تعریف کند.

۷- وبلاگ‌نویسی کسب‌وکار (Business Blogging)

وبلاگ‌نویسی کسب‌وکار همان وبلاگ‌نویسی معمولی است که با استراتژی بازاریابی آنلاین ترکیب شده باشد. وبلاگ نویسی کسب‌وکار میزان ترافیک ورودی به سایت را افزایش می‌دهد، آن‌ها را به مشتری برند تبدیل می‌کند و نتایج بلندمدت دارد. بازاریابان در وبلاگ نویسی کسب‌وکار باید کلمات کلیدی را در پست لحاظ کنند، مشتری‌های هدف را مخاطب قرار دهند و مطالب آموزشی برای خوانندگان تولید کنند. مطالب نوشته شده در وبلاگ باید برای نویسنده جالب باشد به‌عنوان مثال مطالبی که امکان دانلود دارند معمولا با استقبال بیشتری روبه‌رو می‌شوند.

۸- قسمت انتهایی قیف فروش (Bottom of the Funnel)

از آنجایی که این منبع به ترتیب حروف الفبا انگلیسی نوشته شده است درنتیجه قسمت انتهایی قیف فروش را ابتدا توضیح می‌دهیم و در ادامه سایر قسمت‌های آن را معرفی می‌کنیم. قسمت انتهایی قیف فروش به مرحله‌ای از فرآیند خرید گفته می‌شود که مخاطبان جدید در حال تبدیل شدن به مشتری‌های جدید هستند. آن‌ها افرادی هستند که به مشکل برخورده‌اند و برای حل آن در یک قدمی خرید محصول یا سرویس شما قرار دارند. مراحل بعدی معمولا شامل تماس از طرف متخصص فروش، پیشنهاد استفاده‌ی رایگان از محصول برای مدت زمان مشخص یا مشاوره‌ی رایگان است و به نوع کسب‌وکاری بستگی دارد که قصد دارد مخاطبان جدید را به مشتری تبدیل کند.

۹- نرخ پرش (Bounce Rate)

نرخ پرش وب‌سایت به درصدی از بینندگان سایت گفته می‌شود که در صفحه‌ی وب‌سایت کسب‌وکار فرود آمده‌اند و وب‌سایت را بدون کلیک روی هیچ آیتم یا بدون ورود به سایر قسمت‌های وب‌سایت ترک می‌کنند. نرخ پرش بالای وب‌سایت نشان دهنده‌ی این است که هیچ مخاطبی با وب‌سایت ارتباط برقرار نکرده است زیرا بدون خواندن محتوای وب‌سایت یا بدون ورود به سایر قسمت‌ها، وب‌سایت را ترک کرده است.

نرخ پرش ایمیل به تعداد ایمیل‌هایی گفته می‌شود که به صندوق پستی مخاطب وارد نشده است. نرخ پرش بالای ایمیل نشان دهنده‌ی به روز نبودن لیست ایمیل‌ها و نامعتبر بودن آدرس‌های ایمیل است. البته در ایمیل مارکتینگ نرخ پرش را به دو دسته هارد بانس و سافت بانس تقسیم می‌کنیم. هارد بانس زمانی رخ می‌دهد که ایمیل‌ها به دلیلی پایدار و دائمی به دست مخاطب نمی‌رسند و سافت بانس یعنی ایمیل به دست مخاطب نرسیده اما دلیل آن پایدار و دائمی نیست به‌عنوان مثال ممکن است صندوق پستی طرف مقابل پر شده باشد.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.